تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مریم با صدای استاد ابوالعینین شعیشع

سوره مریم 1 تا 7، مریم 22 تا 28
تلاوت نحقیق آیات 1 تا 7 و 22 تا 28 سوره مریم با صدای ابوالعینین شعیشع که توسط شرکت فیلیبس انگلستان ضبط شده است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ



به نام خداوند رحمتگر مهربان



کهیعص ﴿1﴾



کهیعص (1)







ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا ﴿2﴾



این یادی است از رحمت پروردگار تو نسبت به بنده‏ اش زکریا. (2)







إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِیًّا ﴿3﴾



در آن هنگام که پروردگارش را در خلوتگاه (عبادت) خواند. (3)<br>






قَالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبًا وَلَمْ أَکُنْ بِدُعَائِکَ رَبِّ شَقِیًّا ﴿4﴾



گفت پروردگارا! استخوانم سست شده و شعله پیری تمام سرم را فرا گرفته و من هرگز در دعای تو از اجابت محروم نمی‏شدم. (4)







وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا﴿5﴾



و من از بستگانم بعد از خودم بیمناکم (که حق پاسداری از آئین تو را نگاه ندارند) و همسرم نازا است، تو به قدرتت جانشینی به من ببخش. (5)







یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا ﴿6﴾



که وارث من و آل یعقوب باشد و او را مورد رضایتت قرار ده. (6)







یَا زَکَرِیَّا إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ یَحْیَى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا ﴿7﴾



ای زکریا! ما تو را به فرزندی بشارت می‏دهیم که نامش یحیی است، پسری همنامش پیش از این نبوده است. (7)





فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکَانًا قَصِیًّا ﴿22﴾



سرانجام (مریم) باردار شد و او را به نقطه دوردستی برد. (22)







فَأَجَاءَهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ یَا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَکُنْتُ نَسْیًا مَنْسِیًّا ﴿23﴾



درد وضع حمل او را به کنار تنه درخت خرمائی کشاند، (آنقدر ناراحت شد که) گفت ای کاش پیش از این مرده بودم و به کلی فراموش شده بودم. (23)







فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا ﴿24﴾



ناگهان از طرف پائین پایش او را صدا زد که غمگین مباش ‍ پروردگارت زیر پای تو چشمه آب (گوارائی) قرار داده است. (24)







وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا ﴿25﴾



و تکانی به این درخت نخل بده تا رطب تازه بر تو فرو ریزد. (25)







فَکُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُکَلِّمَ الْیَوْمَ إِنْسِیًّا ﴿26﴾



از (این غذای لذیذ) بخور، و از (آن آب گوارا) بنوش، و چشمت را (به این مولود جدید) روشن دار، و هر گاه کسی از انسانها را دیدی با اشاره بگو: من برای خدای رحمان روزه گرفته‏ ام و با احدی امروز سخن نمی‏گویم (این نوزاد خودش از تو دفاع خواهد کرد). (26)







فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا یَا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئًا فَرِیًّا ﴿27﴾



(مریم) او را در آغوش گرفته به سوی قومش آمد، گفتند: ای مریم! کار بسیار عجیب و بدی انجام دادی! (27)







یَا أُخْتَ هَارُونَ مَا کَانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا کَانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا ﴿28﴾



ای خواهر هارون! نه پدر تو مرد بدی بود، و نه مادرت زن بدکاره‏ ای! (28)


1399/11/05
|
10:45
دسترسی سریع